السيد الخميني

23

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

باز عمل را خالص فرمود از توجه به كثرت ، و يكسره خود را فانى در حقّ فرمود و عمل به دست حقّ واقع شد و چنين عمل در ميزان سنجش بر نيايد و مقابلتْ چيزى با آن نكند . و ما در باب نيّت - ان شاء اللَّه - شرحى در اين موضوع مىنگاريم « 1 » . و اكنون قلم را مصروف مىنماييم در بيان مراتب حضور قلب ، و از براى آن ، مراتب و مقاماتى است بسيار كه به طريق اجمال و نمونه مراتب كلّيهء آن را بيان مىكنيم . بايد دانست كه عبادات مطلقاً ثناى مقام مقدّس ربوبيت است به مراتب آن ، كه كلّىِ آن رجوع كند به ثناى ذات يا ثناى اسماء و صفات و يا ثناى تجلّيات ، تنزيهاً يا تقديساً يا تحميداً ؛ و هيچ عبادتى به حسب سرّ و حقيقت خالى از يك مرتبه از ثناى معبود نيست . [ بيان مرتبه اول حضور قلب ( حضور قلب اجمالى ) ] بنابراين ، اوّل مرتبهء حضور قلب در باب عبادات ، حضور قلب در عبادات است اجمالًا ؛ و آن از براى همه كس ميسور است . و آن ، چنان است كه انسان به قلب خود بفهماند كه باب عبادات باب ثناى معبود است . و از اوّل عبادت تا آخر آن ، به طور اجمال ، قلب را به اين معنى كه اشتغال به ثناى معبود دارد متوجّه و حاضر كند ؛ گرچه خود نمىداند چه ثنايى مىكند و ذات مقدّس را به چه و با چه ثنا مىكند و آيا اين عبادت ثناى ذاتى است يا اسمائى يا غير آن ، تقديسى يا تحميدى است ؛ مثل آن‌كه شاعرى مديحه‌اى براى كسى بگويد و به طفلى بفهماند كه اين در مدح فلان است ، ولى او نداند كه ممدوح را با چه و به چه مدح و ثنا كرده ؛ او اجمالًا مىداند كه مدح مىكند گرچه تفصيلًا نداند .

--> ( 1 ) - ر . ك : صفحه 101 .